رشتيه به زنش ميگه: خانوم جان، چرا اينقدر دير اومدی خونه؟
زنش میگه: آقا جان، يه مرتيكه افتاده بود دنبالم، بیشرف يواش راه ميومد!!


ترکه داشته تو جاده میرفته یهو ماشینش منحرف میشه میره تو خاکی. میگه: یا حضرت عباس ماشینمو دادم دست تو!
حضرت عباس میگه: غلط کردی، چرا تو اسفالت نمیدادی دستم!؟